محمد يوسف ناجى

14

رساله در پادشاهى صفوى ( فارسى )

كرد . با سقوط آن شهر نه تنها سلطنت صفوى ساقط گرديد ، بلكه به دليل سنى بودن مهاجمان ، عالمان شهر در تنگنا قرار گرفتند . شرايط به‌گونه‌اى پيش رفت كه بسيارى از عالمان در روزگار سخت سالهاى 1135 تا 1142 درگذشتند بدون آن‌كه كسى از وضعيت آنان آگاهى داشته باشد . نويسنده اين اثر نيز كه در اصفهان مىزيسته جزو همين افراد است . تنها اشاره‌اى كه آقابزرگ از وى به دست داده اين است كه نامش محمد يوسف گرجى ناجى بوده و يادداشتى از او بر روى نسخه‌اى از كتاب معادن الحكمه علم الهدى پسر فيض كاشانى از شعبان سال 1134 برجاى مانده است . « 1 » براساس آنچه در اين كتاب آمده است از تأليف ديگر وى با عنوان اربعين نيز آگاهيم ، اما اين‌كه برجاى مانده است يا نه خبر نداريم . به‌طوركلى براساس داده‌هاى وى در اين كتاب مىتوان دريافت كه نويسنده با منابع حديثى آشنا بوده و ارجاعات فراوانى به آنها دارد . كتاب بحار و وسائل الشيعه مورد استفاده وى قرار گرفته و در كنار آنها ، از ديگر آثار حديثى نيز بهره برده است . آنچه هست ، وى نويسندهء اثر حاضر است و تنها نسخه اين رساله نيز در كتابخانه مجلس شوراى اسلامى به شماره 7371 نگهدارى مىشود . « 2 » فهرست نويس يا شخص ديگرى روى نسخه عنوان رساله در سلطنت ( پادشاهى خداداده است ) را گذاشته است ، اما در متن كتاب

--> ( 1 ) . طبقات اعلام الشيعه ( قرن دوازدهم ) ، ص 835 . ( 2 ) . فهرست نسخه‌هاى خطّى كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى ، ج 25 ، صص 358 - 359 .